تبليغاتX
کیه کیه در می زنه؟

habbeyeangoor1

حبه انگور

habbeyeangoor1

http://habbeyeangoor1.blogfa.com

کیه کیه در می زنه؟

کیه کیه در می زنه؟

کیه کیه در می زنه؟

سلام
من حبه انگورم
منم شنل قرمزی
ما دانشجوی مهندسی شیمی هستیم.
به خونه کوچیک ما خوش اومدین! زنان کوچک

کیه کیه در می زنه؟

کیه کیه در می زنه؟
زنان کوچک
یزیدیان زمان را بشناسیم!
من عصبانیم.هر چی می خوام این وبلاگ سیاسی نشه مگه می ذارن.

فکر کنم دیگه همه کم و بیش از اتفاقاتی که روز عاشورا تو تهران افتاده مطلع بوده باشن.هواداران میر حسین موسوی(البته من نمی خواستم بگم هوادارای این آدم ولی چون دیدم که این خس و خاشاک رو از خودش نمی رونه،پس من می گم هواداراش) وقاحت خودشونو به بالاترین حد رسوندن و کارایی کردن که دل هر مسلمانی رو به درد می یاره.

اونا دیروز به طور سازمان یافته به اغتشاش پرداختن و با آتیش زدن قرآن و هتاکی به امام حسین(ع) و ائمه اطهار ماهیت اسلام ستیز خودشونو بیش از پیش نشون دادن.اونا اطراف جمعیت عزادار و نمازگذار به کف زدن،پایکوبی و سوت کشیدن پرداختن.البته افراد شاخصی هم بین بودن.مثل فائزه ی هاشمی که فیلمشو میتونید اینجا ببینید.البته احتمالا برای خریدن ساندویچ رفته بودن که راهشونو گم کردن و از جمع اغتشاشگران عزیز سر در آوردن.

تو اتفاقات روز عاشورا ۴ نفر کشته شدن.که ۲ تاشونو ماشین سبزک ها زیر گرفته.یکیشونم خواهر زاده ی میر حسین بوده.که این قتل خیلی مشکوک بوده.آخه نیروی انتظامی از اسلحه استفاده نکرده و این اسلحه هم مخصوص گروه های ترور بوده که خیلی هم کمیابه.و سوالی که اینجا مطرح می شه اینه که چطور توی این جمعیت نیروی انتظامی یکی رو می کشه و اون به طور اتفاقی خواهر زادهی میرحسین بوده.این هم همون سناریوی کشته سازی منافقهاست.

سبزک ها(بهتره از اینجا به بعد بگم سبزک ها نه هوادارای میر یزید موسوی،چون که اون دیگه رهبر این فتنه نیست و شده بازیچه ی دست غربی ها)آره این سبزک ها که قبل از انتخابات به عشق اهل بیت  !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! این رنگ رو انتخاب کرده بودن!!!!به مرحله ای رسیدن که روز عاشورا به اهل بیت اهانت کردن.

اونا بعد از انتخابات به بهانه ی تقلب به خیابان ها ریختن و با دادن شعارهای ساختارشکنانه کم کم ماهیت خودشونو نشون دادن.عده ای که حق رو از باطل تشخیص دادن از این جریان جدا شدن و موندن این خس و خاشاکی که اول گفتم.روز قدس با دادن شعارهای "نه غزه نه لبنان"و"جمهوری ایرانی"را خودشونو به کلی از ملت جدا کردن.روز ۱۶ آذر با آتش زدن عکس امام خمینی بر طبل رسوایی خودشون تو دروغ بودن ادعای خط امامی بودنشون کوبیدن.هر چند قبلا هم با دادن این شعارها مشخص بود که راه اونا کجا و راه امام کجا؟؟؟ ولی کار روز دانشجوشون برای افرادی خوب بود که بصیرت نداشتن این چیزارو درک کنن.و دیروز نشون دادن که مشکل اینا نه با رهبر،نه با امام، بلکه با اصل اسلام.اینا همون بازمانده های منافقین و ساواکی ها و اعوان و انصارشونن.

البته اینا از جاهای خوبی حمایت می شن.از طرف آقازاده هایی که خودشونم از کاخ سفید دستور می گیرن.که مسامحه ی قوه ی قضاییه هم با این آقازاده ها کار رو خرابتر کرده و دل مردم رو خونتر.

حالا یه چیزی بگم از سبزک هایی که کر و کور و لال شدن و لجاجت تمام قوه ی درک و شعورشونو ازشون گرفته و می گن چرا هر چی می شه می گید موسوی و کروبی و هاشمی؟؟آخه آدم عاقل اگه موسوی تو این بازی نبود به نظر تو می ذاشت اینجوری اسمشو خراب کنن.اونم موسوی؟کسی که اصل پاره شدن عکس امام رو محکوم نکرد.کسی که هواداراش رو از هیچ گونه توهینی منع نکرد.کسی که بدتر ازهمه همیشه به فتنه دامن زد.نمی دونم چی باید بگم.هر بار که بیانیه های این آقارو خوندم،بیشتر به بدی این آدم پی بردم و ...واقعا حرف کم آوردم.آخه چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است....بابا بصیرتتون کجا رفته؟اره من عصبانیم دیگه نمی دونم باید چی بگم.

کروبی بیانیه می ده تو بیانیش اغتشاشگران رو "عزادارای امام حسین" معرفی می کنه و عزادارای واقعی رو "جمعیتی وحشی".آخه اینو کجای دلم بذارم.حتی حاظر نشده بگه که از اینا ما نیستن.ازشون دفاع هم می کنه!

آهای اونایی که برای امام حسین اشک می ریزید!آهای اونایی که می گید اگه تو کربلا بودید تو رکاب امام حیسن می جنگیدید،بابا کربلا الان اینجاست.اگه راست می گید یه یا حسین بگید و حق این یزیدیان رو کف دستشون بذارید.آخه چرا باید خاتمی بره رو منبر و بگه که رهبر این اغتشاشگرا امام حسینه.آخه چرا اجازه می دیم منبرای ما دست همچین نادونایی بیفته؟چرا میذاریم عمامه به سر باشن؟بابا زیارت عاشورا که می خونید.ابوسفیان و شمر و یزید که متعلق به ۱۴۰۰ سال پیش نیستن.چه بسا ابوسفیانای الان خطرناک تر هم باشن.به خودمون بیایم.ما می تونیم قوه قضاییه رو وادار کنیم که با اینا برخورد قاطع داشته باشه.نباید چون آقازاده هستن از مجازات فرار کنن.

نمی خواستم طولانی بشه ولی چه کنم که...

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 17:50 توسط حبه انگور |
یلدایی دیگر بی تو.......
اینم هدیه ی من به یلدا ولی با دو روز تاخیر

آخرین روز پاییزی و آسمان صاف. من و تمام ستارگان کنار کرسی، و سرمای زمستان که در سراسر خانه رسوخ کرده.... بله فردا اولین روز از روزهای برفی و امشب آخرین دیدار با فصل برگ های خشک و شاخه های تنها است.

شب راز ، شب همه ی ناگفتنی ها و حافظ که امشب بزرگترین سهامدار شب های ساکت پاییزی شده. فاتحه می خوانی و به شاخه نبات ها قسم می خوری تا او از آنچه به آن واقف نیستی بگوید. او روشنگر تمام ابهامات زمستان توست

همه چیز آماده است، ستاره ها منتظرند، سفیدی در راه است. نه هیچ چیز جاودانه نیست می دانم هیچ چیز....

فصل برگهای عاشق به سر رسید اما تو دفتر نو باز کن. یادت باشد کاغذهایت همه سفید باشد آخر فردا اولین روز از روزهای سفید و برفی است...

همه ی اینها بهانه ای بود برای نوشتن از تو ای زیباترین بهانه ی خدا برای ادامه ی حیات. می دانم که می خوانی از نگاهم رنج بی تو بودن مکرر این روزهایم را

امشب نیز به انتظار تو می شمارم ثانیه هایی را که فریاد می زنند:

یلدا بهانه ای است تا ما به یاد بیاوریم حتی سفیدترین روز های سال هم بدون تو چون شب تار است.

و یلدا یعنی یک ثانیه بیشتر بدون تو نفس کشیدن و چه دشوار است این بی کسی و آوارگی....

ما منتظر صبح شب یلداییم                    دستی به دعا تا فرج فرداییم

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 9:26 توسط شنل قرمزی |
هر روز عاشورا و هر جا کربلا

مدت ها می شد که منتظر بودم محرم از راه برسه.قول هایی داده بودم که کار هایی رو انجام بدم.ولی به هیچ کدومشون درست و حسابی نرسیدم.واقعا شرمنده ی امام حسینم.

توی این مدت یه چیزی فکرمو بدجور به خودش مشغول کرده.فکری که باعث ترسم از آینده شده.به این فکر می کنم که خیلی از اونایی که در مقابل امام حسین ایستادن،به حق بودن امام ایمان داشتن.

شمر خودش به امام می گه" من می دونم هر کی با تو باشه به بهشت می ره و هر کی در مقابل تو بایسته جهنمیه اما من حکومت ری رو می خوام و اینو فقط وقتی بدست می یارم که با تو بجنگم"

پس شناخت حق یه قسمتی از راه رسیدن به حقه و قسمت مهمترش اینه که بتونیم بر هوای نفسمون غلبه کنیم.شمر کسی بود که در رکاب امام علی جنگیده بود ولی تو کربلا می بینیم که زشت ترین رویی رو که یه فرد می تونه پیدا کنه،به خودش گرفت.چی باعث شد که شمر به این مرحله برسه؟اصلا چی شد که از اون همه کوفی که به امام حسین نامه نوشتن و ایشونو دعوت کردن کسی نموند.چی شد که به سپاه یزید پیوستن؟

اینا همش تحلیل داره و ما موظف هستیم که تو مراسم عزاداریامون این مسائل رو هم بیان کنیم.مراسم عزاداری ما به قول امام خمینی باید کاربردی باشه و یزیدیان زمان توش معرفی بشن و باید اون بعد سیاسی کربلا هم برای مردم بیان بشه.

شاید یکی از عواملی که حادثه ی کربلا رو رقم می زنه نقش خواص توی اون دوره بوده باشه.اگه خواص توی اون دوره دنیارو به آخرت ترجیح نمی دادن،عوام هم که همیشه دنباله رو خواص هستن منحرف نمی شدن و با شمشیر های آخته به پیشواز مهمانی که خودشون دعوت کرده بودن،نمی رفتن.

کربلا همش درسه و من می ترسم وقتی امام زمانمون می یاد،یا براش بشم جزئ اون خواصی که دنباله رو نفسشونن و یا جزئ اون عوامی که دنباله رو خواص منحرفن.آقا جون خودت کمکم کن.

راستی تو این ماه عزیز دعا برای مردم مظلوم فلسطین و شیعیان یمن فراموش نشه.

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 16:53 توسط حبه انگور |
یلدا نام فرشته ای است!
یلدا نام فرشته ای است بالا بلند، با تن پوشی از شب و دامنی از ستاره. یلدا نرم نرمک با مهرآمده بود. با اولین شب پاییز و هر شب ردای سیاهش را قدری بیش تر بر سر آسمان می کشید تا آدم ها زیر گنبد کبود آرام بخوابند.
یلدا هرشب بر بام آسمان و در حیاط خلوت خدا راه می رفت ولابه لای خواب های زمین، لالایی اش را زمزمه می کرد. گیسوانش در باد می وزید و شب به بوی او آغشته می شد.

001521.jpg

***
یلدا، شبی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت. آتش که می دانی، همان عشق است. یلدا آتش را در دلش پنهان کرد تا شیطان آن را ندزدد. آتش در یلدا بارور شد.

فرشته ها به هم گفتند: " یلدا، آبستن است، آبستن خورشید. و هر شب قطره قطره خونش را به خورشید می بخشد و شبی که آخرین قطره را ببخشد، دیگر زنده نخواهد ماند".

فرشته ها گفتند: " فردا که خورشید به دنیا بیاید، یلدا خواهد مرد".

***
یلدا همیشه همین کار را می کند، می میرد و به دنیا می آورد. یلدا آفرینش را تکرار می کند.
راستی، فردا که خورشید را دیدی به یاد بیاور که او دختر یلداست و یلدا نام همان فرشته ای است که شبی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت.

می خوام یلدارو بهتون تبریک بگم اما دلم نمی یاد.آخه یلدای امسال بوی کربلارو می ده!طولانی بودن این شب منو یاد یه چیزایی میندازه.یاد شبی می افتم که اسرای کربلا جز خدا هیچ پشت و پناهی نداشتن.یاد اون شبی که دردانه ی امام حسین گم شد.چه قدر اون شب طولانی بود...شب اون روزی که زینب تو چند ساعت ... .ولی بنازم شیر زن کربلارو که درسی از صبر و استقامت بهمون داد و تو جواب اون ملعون گفت تو کربلا چیزی جز زیبایی ندیدم.

یاد شبای طولانی انتظار می افتم.و این که: یه روزی یکی می یاد...

یاد طولانی بودن خواب غفلت خودم می افتم.و این که همه ی این شب ها یه روزی با اومدن مولامون صبح می شن ولی معلوم نیست که واسه ی این خواب منم بیداری و صبحی باشه.فقط می تونم بگم که آقای من،مولای من خودت بیدارم کن.ای مولای ما زودتر بیا

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 15:25 توسط حبه انگور |
اشتباه فرشتگان

درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود .

پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم!؟

از روزي كه اين آدم به جهنم آمده مدام در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و...

حال سخن درويش چنین بود: با چنان عشقي زندگي كن كه حتي اگر بنا به تصادف به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند.

+ نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 0:27 توسط حبه انگور |
ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم!!!!!!!!

همسفر !

در این راه طولانی _ که ما بی خبریم و چون باد می گذرد _ بگذار خرده اختلاف هایمان با هم ، باقی بماند. خواهش می کنم!مخواه که یکی شویم ؛ مطلقآ یکی.

مخواه که هر چه تو دوست داری ، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم و هر چه من دوست دارم، به همان گونه، مورد دوست داشتن تو نیز باشد.

همسفر بودن و هم هدف بودن ، ابدآ به معنای شبیه بودن و شبیه شدن نیست. و شبیه شدن دال بر کمال نیست، بل دلیل توقف است.

عزیز من !

زندگی را تفاوت نظرهای ما می سازد و پیش می برد نه شباهت هایمان،نه از میان رفتن و محو شدن یکی در دیگری؛ نه تسلیم بودن، مطیع بودن، و در بست پذیرفتن. اگر زاویه ی دیدمان ، نسبت به چیزی ، یکی نیست ، بگذار یکی نباشد. بگذار فرق داشته باشیم. بگذار در عین وحدت، مستقل باشیم. بخواه که در عین یکی بودن، یکی نباشیم. بخواه که همدیگر را کامل کنیم نه ناپدید.

تو نباید سایه ی کمرنگ من باشی و من نباید سایه ی کمرنگ تو باشم.

بگذار صبورانه و مهرمندانه در باب هر چیز که مورد اختلاف ماست بحث کنیم ؛ اما نخواهیم که بحث ما را به نقطه ی مطلقآ واحدی برساند. بحث باید ما را به ادراک متقابل برساند نه فنای متقابل.

من و تو، تو و من، حق داریم در برابر هم قد علم کنیم. و حق داریم بسیاری از عقاید همدیگر را نپذیریم بی آنکه قصد تحقیر هم را داشته باشیم.

عزیز من!

دو نیمه ، زمانی به راستی یکی می شوند و از دو "تنها" یک "جمع کامل " می سازند که بتوانند کمبودهای هم را جبران کنند، نه آنکه عین مطلق هم شوند، چیزی بر هم مضاف نکنند و مسائل خاص و تازه یی را پیش نکشند...

پس، بانو!

بیا تصمیم بگیریم که هرگز عین هم نشویم. بیا تصمیم بگیریم که حرکاتمان، رفتارمان، حرف زدنمان، و سلیقه مان ، کاملأ یکی نشود. و فرصت بدهیم که خرده اختلاف ها، و حتی اختلاف های اساسی مان، باقی بماند. و هرگز، اختلاف نظر را وسیله ی تهاجم قرار ندهیم...

عزیز من! بیا متفاوت باشیم!

از کتاب : " چهل نامه ی کوتاه به همسرم " نوشته ی نادر ابراهیمی.

این متن و دو روز زودتر به مناسبت سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه(س) و روز ازدواج و خانواده نوشتم، نه فقط برای اونایی که نصف دینشون رو کامل کردن بلکه برای خودم و شماهایی که هنوز اندر خم یک کوچه ایم (منظورم دانشگاه بودا!!)

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 15:59 توسط شنل قرمزی |
اعیاد آبانیه...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
زمان:آبان ۱۳۸۷

مکان:سینما کانون

مناسبت:اعیاد آبانیه

این عکسی که می بینید،به اعیاد آبانیه ی پارسال مربوط میشه!!! چی؟اعیاد آبانیه چیه؟؟؟؟یعنی شما نمی دونید؟بابا خیلی از دنیا عقبیداشکال نداره الان خودم بهتون توضیح می دم:

ما یه گروه خیلی خیلی خیلی ... باحال و باحال و باز هم باحال هستیم که تو سینما تولد می گیریم و شام تولدمون می شه بلیط سینما و ...

این از معرفی گروهمون.حالا شناختید؟البته اگه نشناختید هم ناامید نشید.خیلی ها مثل شما هستن.مثلا سازمان سیا و موساد که هنوز تو کف ما به سر می برن.

حالا چرا اعیاد آبانیه؟آخه تولد ۴ تا از این بچه های خیلی خیلی خیلی... باحال و باحال و باز هم باحال دقیقا پشت سر همه.۱۳ و ۱۴ و ۱۵ و ۱۶.اینو می گم که زودتر کادوهاتونو بیاریدمحض اطلاعتون که من ۱۵ آبان و حنا جون هم ۱۶(شنل قرمزی دپرس نشو نوبت تو هم می رسه)

حالا کادو نمی دید اشکالی نداره حداقل با قاصدک برامون تبریک بفرستید.

راستی داشت یادم می رفت

تولد، تولد،اعیاد آبانیه،مبارک مبارک، مبارک مبارک،تولدمون مبارک

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 12:4 توسط حبه انگور |
آیا تا حالا اهلی شدید؟
شازده کوچولو گفت: اهلی کردن یعنی چه؟

روباه گفت: چیزی است که پاک فراموش شده. معنی اش ایجاد علاقه کردن است.

اگر تو منو اهلی کنی هردوتامون به هم احتیاج پیدا میکنیم، تو برای من میان همه ی عالم موجود یگانه ای میشوی و من برای تو.

آن وقت صدای پایی را می شناسم که با هر صدای پای دیگری فرق می کند.

به این ترتیب شازده کوچولو روباه را اهلی کرد.

لحظه ی جدایی که نزدیک شد روباه گفت: رازی را به عنوان هدیه به تو می گویم:

جز با چشم دل هیچ چیز را چنان که باید نمی شود دید. نهاد و گوهر را با چشم سر نمی بینند.

ارزش گل تو به قدر عمری است که به پاش صرف کرده ای. آدم ها این حقیقت را فراموش کرده اند، اما تو نباید فراموش کنی. تو تا زنده ای نسبت به آنی که اهلی کرده ای مسئولی.

شاید خیلی از ماها تا حالا اسم شازده کوچولو رو شنیده باشیم ولی کمتر کسی بین ما پیدا میشه که بدونه:

دلیل وجود شازده کوچولو این بود که تو دل برو بود،می خندید و دلش یه بره می خواست.

یا اینکه یه گل سرخ داشت که اونو اهلی کرده بود و براش با همه ی گل سرخ های دنیا فرق داشت.

اینکه سیاره ای که ازش اومده بود یه کم از خودش بزرگتر بود و اون هر روز می تونست 43 بار غروب خورشیدو تماشا کنه.

راستی اصلأ براتون مهم هست شازده کوچولو چطوری به زمین اومد و چطوری دوباره به سیاره اش برگشت؟

اگه شما هم مثل من از هم صحبتی با آدم بزرگا خسته شدید، از اینکه زندگی رو خلاصه شده تو اعداد و ارقام ببینید بیزارید، اگه دوست دارید موقع دیدن ستاره ها با صدای بلند بخندید تا آدم بزرگا یقین پیدا کنن که شما عقلتونو از دست دادین،....

قصه ی شازده کوچولویی رو که سیارشو ترک کرد چون با گلش حرفش شده بود و حتمأ بخونید. نه یه بار ، نه دوبار،...

اینم هدیه شازده کوچولو به همه ی اونایی که نمی خوان مثل آدم بزرگا باشن:

اکه کسی گلی را دوست داشته باشه که تو هزاران هزار ستاره فقط یه دونه ازش هست برای احساس خوشبختی همین قدر بس است که نگاهی به آن همه ستاره بیندازد و با خودش بگوید گل من یک جایی میان آن ستاره هاست.


+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 9:55 توسط شنل قرمزی |
ناگهان چقدر زود دیر میشود...

ای روزهای خوب که در راهید!

ای جاده های گمشده در مه !

ای روزهای سخت ادامه !

از پشت لحظه ها به در آیید !

ای روز آفتابی !

ای مثل چشم های خدا آبی !

ای روز آمدن !

ای مثل روز، آمدنت روشن!

این روزها که می گذرد ،هر روز

در انتظار آمدنت هستم!

اما

با من بگو که آیا، من نیز

در روزگار آمدنت هستم؟

                                                                                                  قیصر امین پور


روز جمعه 8/8/88 دومین سالگرد عروج عاشقانه کبوتری بود که حرف های ناتمام بسیاری برای گفتن داشت ولی ناگهان چهقدر زود دیر شد

و ما ماندیم و دریغ و حسرتی همیشگی!


رفت تا دامنش از گرد زمین پاک بماند/ آسمانی تر از آن بود که در خاک بماند


رفت در حسرت دیدن روزی که " آن روز بدون چشمداشت بودن لبخند، قانون مهربانی است . روز پرواز پروانه های خشک شده از لای برگ های کتاب شعر "

رفت با " قطاری که دنباله ی آن انگار هیچگاه به پایان نمی رسد. قطاری که بیش از هزار پنجره دارد و در تمام پنجره هایش تنها اوست که دست تکان می دهد.

او که آغاز نامش پایان عشق بود و دستور زبان عشقش آغاز زندگی بود نه زنده بودن!


عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها/ خاک خواهد بست روزی،باد خواهد برد باری

روی میز خالی من صفحه باز حوادث/  در ستون تسلیت ها،نامی از ما یادگاری

 

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 16:19 توسط شنل قرمزی |
دخمرا!روزموووون مبار........ک

اول از همه تولد حضرت معصومه(س) مبار...ک

دوم از همه روزمون مبار...ک

اینم تقدیم به همه ی لیلی های دنیا

خدا به شیطان گفت: لیلی را سجده کن.شیطان غرور داشت.سجده نکرد.گفت: من از آتشم و لیلی گل است.

خدا گفت: سجده کن زیرا که من چنین می خواهم.

شیطان سجده نکرد،سرکشی کرد و رانده شد، و کینه لیلی را به دل گرفت.شیطان قسم خورد که لیلی را بی آبرو کند و تا واپسین روز حیات فرصت خواست.خدا مهلتش داد.

اما گفت: نمی توانی،هرگز نمی توانی.لیلی دردانه من است.قلبش چراغ من است و دستش در دست من.گمراهی اش را نمی توانی حتی تا واپسین روز حیات.

شیطان می داند لیلی همان است که از فرشته بالاتر می رود و می کوشد بال لیلی را زخمی کند.عمریست شیطان گرداگرد لیلی می گردد.دست هایش پر از حقارت و وسوسه است.

او بدنامی لیلی را می خواهد.بهانه بودنش تنها همین است.

می خواهد قصه لیلی را به بیراهه کشد.

نام لیلی رنج شیطان است،شیطان از انتشار لیلی می ترسد.

لیلی عشق است و شیطان از عشق واهمه دارد.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 16:33 توسط حبه انگور |
از خودمون شروع کنیم!

پدر داشت روزنامه می خواند، پسر که حوصله اش سر رفته بود،پیش پدرش رفت و گفت که با او بازی کند.پدر که بی حوصله بود روزنامه ای با عکس جهان را چند تکه کرد و به پسرک داد تا درستش کند.پسر عکس را درست کرد و پیش پدرش آورد.پدرش پرسید این کار را از کجا یاد گرفته ای؟پسر گفت: من عکس آدم پشت جهان را درست کردم.وقتی آدم ها درست شوند،جهان هم درست می شود.

همه ی ما یه جورایی می خوایم دنیارو درست کنیم.ولی نمی دونیم برای درست کردن دنیامون باید اول آدم های این دنیارو درست کرد و برای درست کردن این آدم ها، اول باید خودمونو درست کنیم.خیلی از مشکلات دنیای ما به خاطر رفتار نادرست من ها و تو هاست.

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 11:59 توسط حبه انگور |
دانلود جزوه و کتاب
سلااااااااااااااااااااااااام.با این که دیر شده ولی شروع ترم جدیدُ به همه به خصوص مهندسای بیچاره تسلیت میگم.هر چی خاک افتاده های ترم پیشه بقای عمر بقیه باشه

چند تا کتاب و جزوه برای دانلود گذاشتم تا با خوندنشون...نه..نه...با دیدنشون یه ریزه احساس سال بالایی بهمون دست بدهخودمونیما حالا کتابشم به زور دست می گیریم چه برسه به خوندن pdf اش.

جزوه:

انتقال حرارت دانشگاه شریف

ترمودینامیک دانشگاه شریف

کتاب:

انتقال حرارت اینکروپرا

انتقال حرارت هولمن

حل اینکروپرا

ترمودینامیک ون وایلن

حل ترومدینامیک ون نس

عملیات واحد

+ نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 2:23 توسط حبه انگور |
هك هزارسایت اسرائیلی و انگلیسی توسط گروه آشیانه

ماه رمضان هم تموم شد.اول عید فطر رو به همه تبریک میگم و امیدوارم که از این ماه نهایت استفاده رو برده باشید.روز جهانی قدس هم با وجود سنگ اندازی های یه عده ...پرشورتر از همیشه برگزار شد و حتی شعار"نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" و "جمهوری ایرانی"به جای "جمهوری اسلامی" تعدادی از ...هم راه به جایی نبرد و نتونست این روز بزرگ رو به انحراف بکشونه(یعنی بقیه ی مردم جوابشونو دادن)و خللی تو اتحاد مردم ایجاد کنه. اینم یه خبر که نشون میده جوونای ما از هر راهی برای ضربه زدن به این غول های بی شاخ و دم،نه نه بهتره بگم این موش های کثیف(با پوزش از محضر موش که اینهارو بهش تشبیه کردم) استفاده می کنن.

گروه ایرانی" آشیانه" متشكل از جمعی از جوانان خلاق ایران از عصر پنج شنبه در آستانه روز جهانی قدس كار هك كردن سایتهای متعلق به رژیم صهیونیستی و انگلیس را آغاز كرد.

گروه هكر آشیانه در حملات اینترنتی خود، ضمن حذف صفحات اینترنتی هدف، تصویری از ایران اسلامی،ملت مظلوم فلسطین و مسجد‌الاقصی را در آنها قرار می دهد و ضمن تبریك عید سعید فطر، متنی دو زبانه را به انگلیسی و فارسی در آن می نویسد.

در متن فارسی و انگلیسی جایگزین محتوای سایتهای هك شده، عبارت "میهن ما ایران است و آرمانمان رهایی فلسطین از چنگال شیطانی شما. جنگ ما با رژیم صهیونیستی است نه مردم اسرائیل. پس از همین بام، پرچم ایران را به اهتزاز درآورده و فرا رسیدن روز قدس و عید سعید فطر را به تمام مسلمانان جهان تبریك می گوییم" نوشته شده است.

كاربران فضای مجازی برای مشاهده لینك پایگاههای هك شده رژیم صهیونیستی می‌توانند به سایت www.zone-h.org مراجعه كنند.

گروه امنیتی آشیانه پیش از این نیز در جریان حمله رژیم صهیونیستی به نوار غزه 400 سایت این رژیم از جمله سایت موساد و ایهود باراك(وزیر جنگ رژیم اشغالگر قدس) را هك كرده بود.(بابا کار این گروه خیلی درسته)

كمالیان افزود: سایتهای دولتی رژیم صهیونیستی هدف اصلی گروه آشیانه قرار دارد و این كار ما به منظور محكوم كردن جنایات رژیم صهیونیستی از یك سو و از سوی دیگر، ابراز همدردی با ملت فلسطین و عرض تبریك به مناسبت عید سعید فطر به تمامی مسلمین صورت می گیرد.وی تصریح كرد: هر زمانی كه به نوعی حیثیت ایران با ابراز عقیده بی پایه از سوی فرد یا گروهی در فضای مجازی مورد سوال قرار می گیرد كار گروه آشیانه برای تغییر صفحه اول سایتها و افشای ماهیت پلید این گروهها و یا گردانندگان این سایتها آغاز می شود.

گروه آشیانه، سابقه هك سایتهای دانماركی را در زمان انتشار كاریكاتور موهن منتسب به پیامبر اكرم (ص)، سایتهای غربی را به دلیل جنگ خلیج فارس و سایتهای اسراییلی را بخاطر حمله ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی به اهالی مظلوم غزه در پرونده خود دارد.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 23:32 توسط حبه انگور |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا